از صبح هوا ابریه منم کاری نداشتم مشغول مطالعه کتاب امپراطوری کورش به نویسندگی موسی نثر همدانی بودم که صدای پرنده ها توجه منو جلب کرده از دفترم بیرونو نگاه کرده باغ و زمینهای اطراف هرچند سبز ولی عادی بود چشم افتاد به سیم برق مسیر جاده دیدم تعداد زیادی پرنده به بزرگی یا کریم نشسته اند و صدا از اوناست پرنده ای که پشتشون قهوه ای و زرده و زیر شکمشون سبز و نوک سبز دارن دائم در حال نشست و بر خواستند تو هر برگشتی نوکشون کرم یا حشره هست ،خیلی زیبا هستند قبلا تو این فصل دیده بودم ولی امثال تعدادشون زیادتره فکر کرده بودم دیگه دارن منقرض میش ،اسمشونو نمیدونم رفتم بیرون تا چند عکسی بگیرم نم نم بارون در حال باریدن بود ،عکس و فیلم گرفتم موقع بر گشتن گوشه انبار دیدم گربه سیاه تو کمین موش نشسته بزاز ناهارشو بخوره ،صدای رعد برق شنیدم برگشتم پستو کامل کردم ساعت12/19صدای موتور میاد برم ببینم کیه.
#بیستا#
برچسب: این لحظه ها تیک تاک,
نویسنده: ماهان فلاح